شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

لوای سرخ علمدار

بایست سمت درستی که باور من و توست
که باز دست خداوند یاور من و توست

بایست مثل تمام دلاوران شهید
که سرو بودن و ماندن، مقدّر من و توست

بایست، خوف و خطر را به جان بخر، آری
که نیل‌های تلاطم مسخّر من و توست

شهید بود و شهیدانه زیست تا آخر
که این مرامِ معلایِ رهبر من و توست

در اهتزار بماند علم، که بعد از این
لوای سرخ علمدار در بر من و توست

و نیست راه فراری برای اهریمن
رجز به روی لب و شور در سر من و توست

همیشه نام عزیزش عزیز خواهد ماند
قوی و محکم و نستوه، کشور من و توست