حسن بن على وشّاء مى‌‏گويد: در قريه‏‌اى نزديك مدينه به نام «صريا» با امام جواد (عليه‌السّلام) در اتاقى نشسته بوديم كه حضرت برخاست و به من فرمود: از جايت حركت نكن. با خود گفتم: مى‌‏خواستم پيراهنى از لباس‌هاى امام رضا (عليه‌السّلام) را از ایشان بگيرم ولى موفق نشدم.
در اشعار مذهبی ما، خلأ نگاه اسوه‌ای به ذوات مقدسه و پرداختن به سیرۀ اجتماعی و سیاسی آن بزرگوارن به شدت حس می‌شود و این هم یک واقعیت است که شعر مذهبی ما آن قدر که به شخصیت‌های دینی بها می‌دهد به سایر موضوعات دینی بها نمی‌دهد. اما آیا برای پرکردن نیمۀ خالی لیوان، باید نیمۀ پر لیوان را خالی کرد؟ آیا می‌توان جلوی افراط را با تفریط گرفت؟
گفتن این‌که تاریخ ۲۵۰ سالۀ اهل‌بیت علیهم‌السلام حکایت درخشش نوری واحد است، به زبان، ساده است اما نشان‌دادن آن با جزئیات و در قالب بیش از چهار هزار صفحه کتاب و ذیل سرفصل‌های مختلف و با بهره‌گیری از منابع متعدد، کار دشواری است که مجموعه‌ی ۱۴ جلدی اعلام‌الهدایة از عهده‌ی آن برآمده است.
محفل نوزدهم: عنصر خیال (قسمت چهارم)
با حضور استاد حسینی و اجرای آقای شرافت
محفل هجدهم: عنصر خیال (قسمت سوم)
با حضور استاد حسینی و اجرای آقای شرافت
محفل هفدهم: عنصر خیال (قسمت دوم)
با حضور استاد حسینی و اجرای آقای شرافت
به شیوۀ غزل، اما سپید می‌آید
صدای جوشش شعری جدید می‌آید
ای که در سورۀ تبسم خود
لطف «وَالشَّمس» و «وَالقَمَر» داری
عاشق شده‌ست دانه به دانه هزار بار
دل‌خون و سینه‌چاک و برافروخته «انار»
من بهشتو می‌خوام چیکار آقا وقتی که تو رو دارم
عمریه سرم رو با گریه رُو تربت تو می‌ذارم
اَلسَّلامُ عَلی ساکن کربلا
بازم صدات زدم حسین
سرمو رو خاکِ پای تو می‌ذارم
دلمو مادر به تو می‌سپارم