شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

سحر نزدیک است

خبری می‌رسد از راه، خبر نزدیک است
آب و آیینه بیارید سحر نزدیک است

طبق آیات و روایاتِ رسیده، ای قوم!
جمعۀ آمدن او به نظر نزدیک است

عاقبت فصل زمستان به سر آید روزی
باز هم گل دهد این باغ، ثمر نزدیک است

قطره چون رود شود، راه به جایی ببرد
به دعای فرجِ جمع اثر نزدیک است

با ظهورش حرم فاطمه را می‌سازیم
بار بربند برادر که سفر نزدیک است

راه دور دل ما تا به در خیمۀ او
از در خانۀ زهرا چقدَر نزدیک است

آه گفتم که در خانه و یادم آمد
غربت مادر و اندوه پدر نزدیک است..

تا که افتاد زمین زلزله در عرش افتاد
هاتفی گفت: قیامت به نظر نزدیک است..