آن صبح سراسر هیجان گفت اذان را
انگار که میدید نماز پس از آن را
عمری به جز مرور عطش سر نکردهایم
جز با شرابِ دشنه گلو تر نکردهایم
صدای پای شما... نه، صدای بال میآید
کسی فراتر از امکان و احتمال میآید
جهان نبود و تو بودی نشانۀ خلقت
همای اوج سعادت به شانۀ خلقت
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين