آن صبح سراسر هیجان گفت اذان را
انگار که میدید نماز پس از آن را
مرا مباد که با فخر همنشین باشم
غریبوار بمیرم، اگر چنین باشم
صدای پای شما... نه، صدای بال میآید
کسی فراتر از امکان و احتمال میآید
جهان نبود و تو بودی نشانۀ خلقت
همای اوج سعادت به شانۀ خلقت
صدای کیست چنین دلپذیر میآید؟
کدام چشمه به این گرمسیر میآید؟
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين