دری که بین تو و دشمن است خیبر نیست
وگرنه مثل علی هیچکس دلاور نیست
هجده بهار رفت زمین شرمسار توست
آری زمین که هستی او وامدار توست
دگر چه باغ و درختی بهار اگر برود
چه بهره از دل دیوانه یار اگر برود
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين