بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
رساندهام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته
سیلاب میشویم و به دریا نمیرسیم
پرواز میکنیم و به بالا نمیرسیم