گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین
شوری غریب داده به این بیتها حسین
ای قوم به حج آمده در خویش نپایید
از خود بهدرآیید که مهمان خدایید
دل را به نور عشق صفا میدهد نماز
جان را به ياد دوست جلا میدهد نماز
بهار آمد بهار من نیامد
گل آمد گلعذار من نیامد
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين