او آفتاب روشن و صادق بود
گِردش پر از ستارۀ عاشق بود
تو قلّهنشین بام خوبیهایی
تنها نه نشان که نام خوبیهایی
تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟
از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟
فریاد اگرچه در تو پنهان بودهست
خورشید تکلّمت فروزان بودهست
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين