بر نبض این گهواره نظم کهکشان بستهست
امید، بر شش ماه عمر او زمان بستهست
میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت
تو کیستی که ز دستت بهار میریزد
بهار در قدمت برگ و بار میریزد
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين