ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
این آفتاب مشرقی بیکسوف را
ای ماه! سجده آر و بسوزان خسوف را
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين