سجادۀ سبز من چمنزاران است
اشکم به زلالی همین باران است
بر نبض این گهواره نظم کهکشان بستهست
امید، بر شش ماه عمر او زمان بستهست
میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت
آورده است بوی تو را کاروان به شام
پیچیده عطر واعطشای تو در مشام
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين