میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
خورشید، گرمِ دلبری از روی نیزهها
لبخند میزند سَری از روی نیزهها
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
رُخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست بَه چه شاخه نباتی