دل جام بلی ز روی میل از تو گرفت
تأثیر، ستارهٔ سهیل از تو گرفت
جبریل گل تبسّم آورد از عرش
راهی غدیر شد خُم آورد از عرش
دل در صدف مهر علی، دل باشد
جانها به ولایش متمایل باشد
زیر بار کینه پرپر شد ولی نفرین نکرد
در قفس ماند و کبوتر شد ولی نفرین نکرد
تنها نه خلیل را مدد کرد بسی
شد همنفس مسیح در هر نفسی
برخاست، که عزم و استواری این است
بنشست، که صبر و بردباری این است
مست از غم توام غم تو فرق میکند
محو توام که عالم تو فرق میکند
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
علی که بی گل رویش، جهان قوام نداشت
بدون پرتو او، روشنی دوام نداشت