صبوری به پای تو سر میگذارد
غمت داغها بر جگر میگذارد
وقتی سکوت سبز تو تفسیر میشود
چون عطرِ عشق، نام تو تکثیر میشود
مسیح، خوانده مرا، وقت امتحان من است
زمان، زمانِ رجزخوانی جوان من است
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
یک موج از اشک تو را دریا گرفته