صدای مناجات، پیچیده تو زندان
با اشک تو حتی، میلرزه نگهبان
چشم تو عین اعجازه
غم تو تا ابد تازه
دستاتو بسته زنجیر و
پر پرواز تو بازه
در غربت این دنیا تو خورشیدی
بر ظلمت این زندان تو تابیدی
غم دیدی و بیمنّت بخشیدی
«ای وای، ای وای، ای وای، غریب آقا»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو ظلمت زندان، تجلی نورِ
پر از غم و درده، دلی که صبورِ
شبیه حضرت زهرا
خیالی مونده از مولا
مثه مادر دعاش اینه
خلاصم کن از این دنیا
یا رب یا رب یا رب به لب داره
قطره قطره زنجیر خون میباره
وقتی روز زندان شبِ تاره
«ای وای، ای وای، ای وای، از این ماتم»
