خاکیان را از فلک، امید آسایش خطاست
آسمان با این جلالت، گوی چوگان قضاست
چون آسمان کند کمر کینه استوار
کشتی نوح بشکند از موجۀ بحار
خبر این بود که یک سرو رشید آوردند
استخوانهای تو را در شب عید آوردند
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين