شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

خشم و خروش

چه شد دوباره؟ صدای وحوش می‌آید!
صدای خندۀ شیطان به گوش می‌آید

یهود باز به آتش کشیده قرآن را
و خون هرچه مسلمان به جوش می‌آید

هر آن که باکری و صدرزاده و حججی‌ست
هر آن که مرد، به خشم و خروش می‌آید

از آتشی که به‌پا کرده تندباد ستم
سیاوش است که آیینه‌پوش می‌آید

میان همهمۀ فتنه‌ها، برادر من!
به هوش باش! که بانگ سروش می‌آید:

می‌آید او که به باطل امان نخواهد داد
هم‌او که با علم حق به دوش می‌آید